قانون مدنی – جلد دوم – دراشخاص -كتاب هشتم – در اولاد

قانون مدنی – جلد دوم – دراشخاص -كتاب هشتم – در اولاد

فهرست

باب اول -در نسب

باب دوم در نگاهداري و تربيت اطفال

باب سوم – در ولايت قهري پدر و جد پدري

 

باب اول -در نسب

ماده۱۱۵۸
طفل متولد در زمان زوجيت ملحق به شوهر است مشروط بر اينكه از تاريخ نزديكي تا زمان تولد كمتر از شش ماه و بيشتر از ده ماه نگذشته باشد.
ماده۱۱۵۹
هر طفلي كه بعد از انحلال نكاح متولد شود ملحق به شوهر است مشروط بر اينكه مادر هنوز شوهر نكرده و از تاريخ انحلال نكاح تا روز ولادت طفل بيش از دو ماه نگذشته باشد مگر آن كه ثابت شود كه از تاريخ نزديكي تا زمان ولادت كمتر از شش ماه و يا بيش از ده ماه گذشته باشد.
ماده۱۱۶۰
در صورتيكه عقد نكاح پس از نزديكي منحل شود و زن مجددا شوهر كند و طفلي از او متولد گردد طفل بشوهري ملحق مي شود كه مطابق مواد قبل الحاق او به آن شوهر ممكن است در صورتي كه مطابق مواد قبل الحاق طفل بهر دو شوهر ممكن باشد طفل ملحق بشوهر دوم است مگر آنكه امارات قطعيه بر خلاف آن دلالت كند.
ماده۱۱۶۱
 در مورد مواد قبل هر گاه شوهر صريحا يا ضمنا اقرار به ابوت خود نموده باشد دعوي نفي ولد از او مسموع نخواهد بود.
ماده۱۱۶۲
 در مورد مواد قبل دعوي نفي ولد بايد در مدتيكه عادتا پس از تاريخ اطلاع يافتن شوهر از تولد طفل براي امكان اقامه دعوي كافي مي باشد اقامه گردد و در هر حال دعوي مزبور پس از انقضاء دو ماه از تاريخ اطلاع يافتن شوهر از تولد طفل مسموع نخواهد بود.
ماده۱۱۶۳
 در مورديكه شوهر مطلع از تاريخ حقيقي تولد طفل نبوده و تاريخ تولد را براي او مشتبه نموده باشند بنوعي كه موجب الحاق طفل به او باشد و بعدها شوهر از تاريخ حقيقي تولد مطلع شود مدت مرور زمان دعوي نفي دو ماه از تاريخ كشف خدعه خواهد بود.
ماده۱۱۶۴
 احكام مواد قبل در مورد طفل متولد از نزديكي به شبهه نيز جاري است اگر چه مادر طفل مشتبه نباشد.
ماده۱۱۶۵
 طفل متولد از نزديكي بشبهه فقط ملحق بطرفي مي شود كه در اشتباه بوده و در صورتيكه هر دو در اشتباه بوده‌اند ملحق بهر دو خواهد بود.
ماده۱۱۶۶
 هر گاه بواسطه وجود مانعي نكاح بين ابوين طفل باطل باشد نسبت طفل بهر يك از ابوين كه جاهل بر وجود مانع بوده مشروع و نسبت بديگري نامشروع خواهد بود. در صورت جهل هر دو نسب طفل نسبت بهر دو مشروع است .
ماده۱۱۶۷
 طفل متولد از زنا ملحق به زاني نميشود.

باب دوم – در نگاهداري و تربيت اطفال

 

ماده۱۱۶۸
 نگاهداري اطفال هم حق و هم تكليف ابوين است .
ماده۱۱۶۹
 براي نگاهداري طفل مادر تا دو سال از تاريخ ولادت او اولويت خواهد داشت پس از انقضاء اينمدت حضانت با پدر است مگر نسبت باطفال اناث كه تا سال هفتم حضانت آنها با مادر خواهد بود.
ماده۱۱۷۰
اگر مادر در مدتيكه حضانت طفل با او است مبتلا بجنون شود يا بديگري شوهر كند حق حضانت با پدر خواهد بود.
ماده۱۱۷۱
در صورت فوت يكي از ابوين حضانت طفل با آنكه زنده است خواهد بود هر چند متوفي پدر طفل بوده و براي او قيم معين كرده باشد.
ماده۱۱۷۲
هيچيك از ابوين حق ندارند در مدتيكه حضانت طفل بعهده آنها است از نگاهداري او امتناع كند در صورت امتناع يكي از ابوين حاكم بايد بتقاضاي ديگري يا تقاضاي قيم يا يكي از اقربا و يا بتقاضاي مدعي المعموم نگاهداري طفل را بهر يك از ابوين كه حضانت بعهده او است الزام كند و در صورتي كه الزام ممكن يا موثر نباشد حضانت را بخرج پدر و هر گاه پدر فوت شده باشد بخرج مادر تامين كند.
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌ماده(۱۱۷۳) در تاريخ ۱۱/۶/۷۶ بشرح زير اصلاح مي گردد:
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
ماده۱۱۷۳
هرگاه در اثر عدم مواظبت يا انحطاط اخلاقي پدر يا مادري كه طفل تحت حضانت اوست ، صحت جسماني و يا تربيت اخلاقي طفل در معرض خطر باشد ، محكمه ميتواند بتقاضاي اقرباي طفل يا بتقاضاي قيم او يا بتقاضاي رئيس حوزه قضائي هر تصميمي را كه براي حضانت طفل مقتضي بداند اتخاذ كند.
موارد ذيل از مصاديق عدم مواظبت و يا انحطاط اخلاقي هر يك از والدين است :
۱- اعتياد زيان آور به الكل ، مواد مخدر و قمار .
۲- اشتهارد به فساد اخلاقي و فحشاء.
۳- ابتلا به بيماريهاي رواني با تشخيص پزشكي قانوني .
۴- سوء استفاده از طفل يا اجبار او به ورود در مشاغل ضد اخلاقي مانند فساد و فحشاء، تكدي گري و قاچاق .
۵- تكرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف .
ماده۱۱۷۴
 در صورتيكه بعلت طلاق يا بهر جهت ديگر ابوين طفل در يك منزل سكونت نداشته باشند هر يك از ابوين كه طفل تحت حضانت او نمي باشد حق ملاقات طفل خود را دارد تعيين زمان و مكان ملاقات و ساير جزئيات مربوطه بان در صورت اختلاف بين ابوين با محكمه است .
ماده۱۱۷۵
طفل را نميتوان از ابوين و يا از پدر و يا از مادري كه حضانت با اوست گرفت مگر در صورت وجود علت قانوني .
ماده۱۱۷۶
 مادر مجبور نيست كه به طفل خود شير بدهد مگر در صورتيكه تغذيه طفل بغير شير مادر ممكن نباشد.
ماده۱۱۷۷
 طفل بايد مطيع ابوين خود بوده و در هر سني كه باشد بايد به آنها احترام كند.
ماده۱۱۷۸
 ابوين مكلف هستند كه در حدود توانائي خود بتربيت اطفال خويش بر حسب مقتضي اقدام كنند و نبايد آنها را مهمل بگذارند.
ماده۱۱۷۹
 ابوين حق تنبيه طفل خود را دارند ولي باستناد اين حق نميتوانند طفل خود را خارج از حدود تاديب تنبيه نمايند.

باب سوم – در ولايت قهري پدر و جد پدري

 

ماده۱۱۸۰
 طفل صغير تحت ولايت قهري پدر و جد پدري خود ميباشد و همچنين است طفل غير رشيد يا مجنون در صورتي كه عدم رشد يا جنون او متصل به صغر باشد.
ماده۱۱۸۱
 هر يك از پدر و جد پدري نسبت به اولاد ولايت دارند.
ماده۱۱۸۲
 هر گاه طفل هم پدر و هم جد پدر داشته باشد و يكي از آنها محجور يا بعلتي ممنوع از تصرف در اموال مولي عليه گردد ولايت قانوني او ساقط مي شود.
ماده۱۱۸۳
 در كليه امور مربوطه به اموال و حقوق مالي مولي عليه ولي نماينده قانوني او ميباشد.
ماده۱۱۸۴
 هر گاه ولي قهري طفل لياقت اداره كردن اموال مولي عليه را نداشته باشد و يا در مورد اموال او مرتكب حيف و ميل گردد بتقاضاي اقرباي طفل يا بتقاضاي مدعي العموم بعد از ثبوت عدم لياقت يا خيانت او در اموال مولي عليه بطرفيت مدعي العموم در محكمه حاكم يك نفر امين بولي منضم ميكند همين حكم در موردي نيز جاري است كه ولي طفل بواسطه كبر سن يا مرض يا امثال آن قادر به اداره كردن اموال مولي عليه نباشد.
ماده۱۱۸۵
 هر گاه ولي قهري طفل محجور شود مدعي العموم مكلف است مطابق مقررات راجعه بتعيين قيم قيمي براي طفل معين كند.
ماده۱۱۸۶
در مواردي كه براي عدم امانت ولي قهري نسبت بدارائي طفل امارات قويه موجود باشد مدعي العموم مكلف است از محكمه ابتدايي رسيدگي به عمليات او را بخواهد محكمه در اين مورد رسيدگي كرده در صورتيكه عدم امانت او معلوم شد مطابق ماده ۱۱۸۴ رفتار مي نمايد.
ماده۱۱۸۷
 هر گاه ولي قهري منحصر بواسطه غيبت يا حبس بهر علتي كه نتواند بامور مولي عليه رسيدگي كند و كسي را هم از طرف خود معين نكرده باشد حاكم يكنفر امين به پيشنهاد مدعي العموم براي تصدي و اداره اموال مولي عليه و ساير امور راجعه به او موقتا معين خواهد كرد.
ماده۱۱۸۸
 هر يك از پدر و جد پدري بعد از وفات ديگري ميتواند براي اولاد خود كه تحت ولايت او ميباشند وصي معين كند تا بعد از فوت خود در نگاهداري و تربيت آنها مواظبت كرده و اموال آنها را اداره نمايد.
ماده۱۱۸۹
 هيچيك از پدر وجد پدري نميتواند با حيات ديگري براي مولي عليه خود وصي معين كند.
ماده۱۱۹۰
 ممكن است پدر يا جد پدري به كسي كه بسمت وصايت معين كرده اختيار تعيين وصي بعد فوت خود را براي مولي عليه بدهد.
ماده۱۱۹۱
 اگر وصي منصوب از طرف ولي قهري به نگاهداري يا تربيت مولي عليه و يا اداره امور او اقدام نكند يا امتناع از انجام وظايف خود نمايد منعزل ميشود.
ماده۱۱۹۲
 ولي مسلم نمي تواند براي امور مولي عليه خود وصي غير مسلم معين كند.
ماده۱۱۹۳
 همينكه طفل كبير و رشيد شد از تحت ولايت خارج ميشود و اگر بعدا” سفيه يا مجنون شود قيمي براي او معين مي شود.
ماده۱۱۹۴
 پدر و جد پدري و وصي منصوب از طرف يكي از آنان ولي خاص طفل ناميده ميشود.

 

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *